شنبه 11 اسفند1386
من عاقلم اما کمی شاعر اگر باشی
تا صاحب آن چشم های شعله ور باشی
حتی اگر من ریشه ای خشکیده و پوچم
هرگز نباید تیغه ی تیز تبر باشی
زیبا ترین ای کاش در تنهاییم یک روز
خواهر ، برادر ، مادرم ... حتی پدر باشی
ای آشنا من انتظارم بیش از این ها بود
یک بار باید بین غم ها خوش خبر باشی
گشتم نبودی ، خانه ها را ، شهر ها را ، تو
رفتی به رنگ شمس مفقود الاثر باشی
بی چشم هایت جوهر خودکار من خشکید
من عاقلم اما کمی شاعر اگر باشی
نوشته شده توسط علی سلیمانی در ساعت 22:51 | لینک