تبليغاتX
شاعر شدم شاید ... - :: اگر ::

                                        

من عاقلم اما کمی شاعر اگر باشی

تا صاحب آن چشم های شعله ور باشی

حتی اگر من ریشه ای خشکیده و پوچم

هرگز نباید تیغه ی تیز تبر باشی

زیبا ترین ای کاش در تنهاییم یک روز

خواهر ، برادر ، مادرم ... حتی پدر باشی

ای آشنا من انتظارم بیش از این ها بود

یک بار باید بین غم ها خوش خبر باشی

گشتم نبودی ، خانه ها را ، شهر ها را ، تو

رفتی به رنگ شمس مفقود الاثر باشی

بی چشم هایت جوهر خودکار من خشکید

من عاقلم اما کمی شاعر اگر باشی

 

نوشته شده توسط علی سلیمانی در ساعت 22:51 | لینک