تبليغاتX
شاعر شدم شاید ... - :: کویر ::

 

ما چون کویر افسانه ی دریا نداریم

می ایستیم و غصه ی فردا نداریم 

مار را برای آسمان ها آفریدند

کاری به کار مردم دنیا نداریم

دستان گرمی دست هامان را فشرده ست

بیمی ز تاریکی این شب ها نداریم

بین هجوم صخره ها آیینه ماندیم

از موج های آتشین پروا نداریم

غم های ما اندازه ی صحرا بزرگند

در ذهن آدم های کوچک جا نداریم ...

 

نوشته شده توسط علی سلیمانی در ساعت 21:38 | لینک